هیچکس حالِ دلِ این خسته را باور نکرد - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 7:20
مرا به شعر دعوت کردیبه دوست داشتن به راهی که بلد نبودمبه بیراه شایدمرا به دوست داشتنبه عشق دعوت کردیبه راهی که بلد نبودمبه آرزوهایممن شاعر راه تو شدمعاشق شدمدوست داشتَنَم آمدخنده بر لبنور در دلَم آمدمرا آرزوهایم به فریب مدامدچار می کندمنِ خسته رامدام دچار می کندآرزوهایمآرزوهایی کهآرزو می مانندو من خ...
افشردن جان است - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 7:20
طناب پوسیده را در دست گرفته امنخ به نخ نشسته ام دوباره می بافم پوسیده نخ هامدام در می روندپاره‌ می شوندو من چنان مسرانهنخ به نخ دست گرفته ام این پوسیده طناب راکه زمان مبهوت مانده---نخ بر روی نخ می گذارماز زیر به رو می بَرم، می کِشماز رو به زیر می بَرم، می کِشمپاره می شود این پوسیده طنابو من دست های ...
امن - تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 7:20
دلم میخواست آلزایمر داشتمیادم می‌رفت بهم چی گذشته این چند وقت میرفتم با ذوق اون کت و شلوار سفید گوشه ی کمد رو برمیداشتم و برانداز میکردمبه بهونه ای پیدا میکردم زنگ بزنم که مسیر صحبت رو بچرخونم به سمت : +چه خبر ؟-امن و امان !+امن نوشتنی یا امن خواندنی ؟- که زنگ زدی سوال کامپیوتری بپرسی ؟+ کی بیاییم ع...
از دلتنگی ها... - تاریخ: 1403/6/7 ساعت: 0:34
دلبری داشته باشی و نباید که ببوسی سخت است...باورش داشته باشی و نباید که بگویی سخت است...این همه شوق که به دیدار و وصالش بستیهمه را خواب ببینی و سرابش سخت است... + نوشته شده در سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ ساعت 22 توسط for you  |  Adblock test (Why?)
از آدمی ملولم و ... - تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 14:56
خواستم به قول سعدی بنویسم "هرگز حضور حاضر غائب شنیده ای" اما در مصرع دومش گیر کردم. من دلم هیچ کجای دیگری نیست. آدم گریز شده ام. نه؛ آدم گریزم کرده اند. بله سعدی جان من در میان جمع ام اما دلم اینجا نیست. اینجا نیست و هیچ کجای دیگر هم نیست. اصلاً میدانی سعدی جان از دل دادن و دل بستن و دلداگی خسته ام....
نردبان شکسته - تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 14:56
به چشمهایت خیره شده ام. صدای حرف زدنت موهوم در گوشم میپیچد. با لبخند ذوق زدگی از فتوحاتت تعریف میکنی. از پیشنهاد کار جذاب آقای ایکس. با جزییات می گویی. از سلام و احوالپرسی شروع میکنی تا پیشنهاد کار جذاب. صدایت موهوم به گوشم میرسد. محو چشمهایت شده ام. ذوق چشمهایت بلندتر صحبت میکنند. اینگونه حرفهایت ر...
پوشه h 2 - تاریخ: 1403/4/24 ساعت: 20:05
اينجا كاملاً شخصي مينويسیم به دور از همه قالبهاي اجتماعي شغلي تحصيلي سياسي و خانوادگيمان...برای تو میتواند برای هر که باشد. هرکس که برای ما تویی بوده هست یا خواهد بود.بسته به زمان مکان و حالمان شاید... Adblock test (Why?)
ایماندوست - تاریخ: 1403/4/6 ساعت: 19:04
هر آدمی توی زندگیش به یه تو نیاز داره که بعد هر قهر بهش بگی: با همه اخلاق گندت نمیدونم چرا دوستت دارم حتی بیشتر از قبل... + نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 22 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)
من آن گلم که در آتش دمید و پرپر شد... - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 13:22
- نمیخوای دعوتم کنی خونه با خانواده ام آشنا بشی؟+نه- چرا؟+ چون از دور قشنگتری، میترسم نزدیکم بشی و خیالت خراب شه... + نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 19 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)
رویای دیدار - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 13:22
-سلام.صبح به خیر، خوبید؟+ اگر این شب زنده داری ِ نداشتنت زنده موندنه،آره... + نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 19 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)
رویای دیدار ۲ - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 13:22
- فکر میکردم بیش از اینها برات مهم باشم، دلت برام تنگ شده باشه...+ واسه خیالت آره، واسه خودت نه! + نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳ ساعت 19 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)
بعد نه سال - تاریخ: 1403/3/7 ساعت: 17:44
به طرز وحشتناکی آرومم آخرین رشته اتصالم برید ...الخیر فی ما وقع یقینا کله خیر پ.ن: از جزئیات نپرس فقط بهم تبریک بگو پ.ن: به قول استاد فزت و رب الکعبه + نوشته شده در دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 23 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)
... - تاریخ: 1403/2/15 ساعت: 12:41
آخرین باری که عاشقانه نوشتم یادم نیست آخرین باری که از آغوش گقتم، از ذوقِ داشتنت ،از آرامش ِبودنت، حتی از خیالت...
برای تو - تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 8:26
ببین هر مدلی میخوای باهام تا کنی تا کن میخوای بیا میخوای برو میخوای بمون میخوای نمون خواستی بخند خواستی نخند خواستی قهر باش خواستی آشتی کن ببین هر کاری که دلت میخواد بکنی بکن فقط یه چیزی این قدر ازم دور نشو که از داشتنت ناامید بشم" + نوشته شده در سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۳ ساعت 2 توسط صبور  |  Adblock ...
به اندازه قاب عکست کوچک و بسته - تاریخ: 1403/1/25 ساعت: 8:26
سلام. ساعت ۳ صبح است و چند ساعت مانده به پایان سال و شروع سال جدید. سال ۱۴۰۳ و من این گوشه دنیا روی مبل، جلو تلویزیون روشن نشسته ام و به تو فکر میکنم. به ۱۲ سال پیش. نمیدانم شاید هم ۱۱ سال یا ۱۳ سال. من هیچ وقت تاریخ ها را خوب یادم نمی ماند. برعکس تو. به تو فکر میکنم. به آن میز وسط اتاق. اتاقی در گو...
برداشت ۴ - تاریخ: 1402/12/20 ساعت: 0:07
قرار بود سر به زیر باشیمسربه زیر و نجیب و سربه راهاما عزیزکم قبول کن سخت استسخت است برای منی که سالهاست با رویات نشست و برخاست کردهامسخت است برای منی که سالهاست آرزوت را به آغوش کشیده امکه حالااز من دربارهی تو بپرسنداز من دربارهی تو و رنگ چشمهاتشرمنده مهربان من، بگو چه بگویم؟بگویم نمیدانم...؟ + نوشت...
عارضم به شما... - تاریخ: 1402/12/20 ساعت: 0:07
عارضم خدمت شازده؛که عهد آن قزاق جوان، تریاک را که بین خلقالله، تُقس میکردند،دوباره سوختهاش را با قیمت بیشتر، از خودشان پس میگرفتند.بعضی اقلام، سوختهاش گرانتر است.قدر دل ما را بدان...*****خدمت بانو عارضم؛البت که دل سوخته شده را به جان ناقابل خویش خریداریم که بهای این جان ناقابل هم ارزش آن دل عزیز نخو...
برداشت ۱ - تاریخ: 1402/11/28 ساعت: 16:46
اينجا كاملاً شخصي مينويسیم به دور از همه قالبهاي اجتماعي شغلي تحصيلي سياسي و خانوادگيمان...برای تو میتواند برای هر که باشد. هرکس که برای ما تویی بوده هست یا خواهد بود.بسته به زمان مکان و حالمان شاید... Adblock test (Why?)
برداشت ۲ - تاریخ: 1402/11/28 ساعت: 16:46
اينجا كاملاً شخصي مينويسیم به دور از همه قالبهاي اجتماعي شغلي تحصيلي سياسي و خانوادگيمان...برای تو میتواند برای هر که باشد. هرکس که برای ما تویی بوده هست یا خواهد بود.بسته به زمان مکان و حالمان شاید... Adblock test (Why?)
برداشت ۳ - تاریخ: 1402/11/28 ساعت: 16:46
نوشته بود: نوشتههای بلند دردها را بهتر توصیف میکنندنوشتم: حتی رمق بلند نوشتن ندارم، من با یک جمله از عرش به فرش میکشمت: دوست دارمت ولی ندارمت... + نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲ ساعت 16 توسط صبور  |  Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

منت کشی | منت کشیدن به انگلیسی | منت کشی از دختر | تازگیها دل امید شده ست | تازگیها چه خبر | تازگیها واسه دل بلا شدی | به جان دوست دارمت | جانم بسوختی و بجان دوست دارمت |